#دلنوشته_اربعین

سلام مولای من… ارباب مهربانم…می خواستم چون امام غایبم سلامت دهم که گفت سلام برآن تشنه بی سر وکفن اما گفتم من کجا که بخواهم از زبان ایشان سلامت دهم . مولای من شهراین روزها حال وهوای تورادارد چون دل من که نفس به نفس ثانیه ها هوای تورا می کند… بیشتر »

#چی_شد_طلبه_شدم

​کنارقبورشهدایی گمنام ایستادم… دلم عجیب گرفته بود… شنیده بودم اگرصدایشان کنم دلم آرام می شود. دلم حاجتی را می طلبید.آدم وقتی تمام خوشی هایی دنیا را داشته باشد، اگر این خوشی ها بی هدف باشد. آخرش آدم می بازد، دریک پیچ غم کوتاه کم می آورد. هدف… بیشتر »

#معلمی _شغل_ انبیاست

​به نام خداوند ناهید و مهر  معلمی از جنس عشق  معلمی از جنس دانش معلمی از جنس نور کلاسی سرشار از مهر کلاسی مملو از اخم ها و لبخند ها کلاسی توام با شادی و نگاهی که تک تک قدم های شما را شمرده  دیدنتان استعاره مصرحه از معشوق است و ندیدنتان… بیشتر »

#دلنوشته_اشک

​به نام حضرت دوست #اشک باران جمع شده در حوضچه ی عشق است. #اشک شاید نم نم بارانی است بر پنجره دیده  و یا ناله ای باشد نفوذ کرده در اعماق قلب… #اشک شاید کودکی باشد بازیگوش که در کوچه های روزگار می دود … #اشک شاید مروارید جمع شده در کاسه ی… بیشتر »

#زلزله _کرمانشاه

​بسم الله الرحمن الرحیم  آخرین روزهای آبان ماه سال نود و ششمان را پشت سر میگذاریم … روز هایی که دیگر روشن نیست … تیره و تار است … دیگر قلمی از صدای خش خش برگ ها و بوی خاک نم خورده نمی نویسد . دهان هایی که از آغوش یار و فصل هوای… بیشتر »